تو را من چشم در راهم....
اره منتظرتم و دلتنگ...
کوله بارمو بستم وراهی سفرم...
اما بدون همسفر....دستاتو بهم بده و باهام راهی شو...
بیا وتنهام نذارآخه من به بودنت نیاز دارم ...
بهم نفس بده وامید بودن ونوشتن..
من خونمو عوض کردم اما هنوزم همون مهتابم..
با همون دلتنگی ها و دلواپسی ها و دلخوشی ها...
تنهام نذار وبهم سر بزن..
منتظرتم ...
من تو دل ماه شب ۱۴ خونه کردم....
رفتم که بتابم....رفتم که بگم هیچ ابری نمی تونه جلوی بودنمو بگیره...با بودنت اینو به بقیه هم ثابت کن...
من هرجا که باشم بازم منتظرتم ...
خونه دوم من و میعادگاه من و تو...
تنهام نذار....
م ن ت ظ ر ت م ....
+ نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 14:39  توسط زهی و دری و گلی و نگی
|
الهی
تو آنی که از بنده ناسزا بینی وبه عقوبت نشتابی.
از بنده کفر شنوی ونعمت از اوبازنگیری
توبت وانابت براوعرضه کنی وبه پیغام وخطاب خود اورابازخوانی واگرباز آمد او را وعده مغفرت دهی.
پس با دشمن بدکردار چنینی!
با دوستان نیکوکار چونی؟
*************************************
آری آغاز٬ دوست داشتن است٬ گرچه پایان راه ناپیداست ٬ من به پایان دیگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست.
***************************************
چقدرخوبه آدم یکی رو دوست داشته باشه نه به خاطر اینکه نیازشو برطرف کنه نه بخاطر اینکه مس دیگه ای رو نداره ونه بخاطر اینکه تنهاست ونه از روی اجبار بلکه اون شخص ارزش دوست داشتنو داره.
****************************************
تحفه ای ندارم که فدای تو کنم یک سبد عاطفه دارم همه ارزانی تو...
چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است! ... نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن؟
**********
عشق آلوچه نيست که بهش نمک بزني، دختر همسايه نيست که بهش چشمک بزني، غذا نيست که بهش ناخونک بزني، رفيق نيست که بهش کلک بزني عشق مقدسه , بايد جلوش زانو بزني.
**********
اگه سنگ وصخره تومسیررودخانه زندگیت نباشد صدای آب اصلاْ قشنگ نیست .
***********
وقتی که وفا قصه ی برف به تابستان است ومحبت گل نایاب است به چه کسی می توان گفت: با توخوشبخترین انسانم. 
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 14:8  توسط زهی و دری و گلی و نگی
|
مرا در حسرت دریا به پاس مهربانی ها رها مگذار دلم را با تو می خواهم
زیباست وقتی قلبی داری که صاحبش خودت هستی اما زیباتر ان است که دوستی داری که قلبش تو هستی .
می گن دل آدما اندازه مشتشونه پس چطوری یه دریا خوبی یه دنیا مهربونی یه آسمون عشق ویه کهکشان محبت تو دل"تو" جا می گیره.
آنسوی ناکامی ها همیشه خدایی هست که داشتنش جبران همه نداشتن هاست
تا عمرما باشد به دنیا ما رفیقیم ترسم که بمیرم حس کنی نا رفیقیم.
دلم در هر تپش ۱۰۰ بار آواز تورا می خواند .......نمی دانم تو هم یا دل ما میکنی یا نه؟
هیچ
بارانی
جای پای تورا
از کوچه
قلبم
نخواهد شست.....
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 22:9  توسط زهی و دری و گلی و نگی
|
یه سلام پرتغالی به تو که خیلی باحالی...
یه سلام توت فرنگی به تو که خیلی قشنگی...
یه سلام آلبالویی به تو که عین هلویی...
راستش اومدیم مطلب بذاریم ولی دیدیم از لحاظ سوژه پیاده ی پیاده ی پیاده ایم...!!!!!!!!!
در پیدا کردن سوژه کمکمون کنید!!!!!!!!!!!

نظر یادتون نره
به یاری سبزتان نیازمندیم
فعلا بای بای!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 16:21  توسط زهی و دری و گلی و نگی
|
یه سلام پرتقالی به تو که خیلی باحالی....
یه سلام توت فرنگی به تو که خیلی قشنگی ...
یه سلام آلبالویی به تو که عین هلویی ...
بلاخره ما هم به جمع دوستان وبلاگ نویس پیوستیم !!!!!!!!!
راستش رو که بخواین مطلب جدید و باحال نداشتیم فقط اومدیم که بگیم ما الافاهم هستیم
منتظر نظرات شما هستیم
به یاری سبزتان نیاز مندیم
فعلا بای بای !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 16:3  توسط زهی و دری و گلی و نگی
|